پراکندگیِ موضوعاتِ نقاشی‌های هادی علیجانی در بداهگی و شیوه‌ی اجرای ناخودآگاهانه‌ی اوست که پذیرفتنی می‌شود و معمولاً–نه همیشه–این نوع کار به محض آن‌که صورت‌های عقلانی به خود گیرد و یا آگاهی به آن وارد شود، تصنعی از آب در می‌آید؛ وضعیت علیجانی درست مثل فرد مستی است که ولنگارانه انواع  رفتارهای آشفته را از خود بروز می‌دهد بدون آن‌که ناپذیرفتنی باشد، اما به محض آ‌‌‌ن‌که مستی از سرش پرید اگر باز آن رفتار را آگاهانه تکرار کند خشک و تصنعی می‌نماید؛ انگار که آن مستی و مدهوشی مانند پوششی نقاط ناخوشایند آن حالات و رفتار را دربرگرفته بود و حال «آگاهی» بی‌ترکیبی و نابهنجاری رفتار را برجسته جلوه می‌دهد. رفتار هادی علیجانی تا حد زیادی مرا به یاد این نقاشی‌اش می‌اندازد. بی­پروایی و بی‌قیدیِ افراد در این میهمانی را تنها مستیِ علیجانی و مستیِ میهمان‌هایی که می‌کشد توجیه و مشروع می‌کند. دیتیل اثر را اینجا ببینید.