ما هیچ وقت جنگ را ندیدیم. نشان‌مان ندادند. تمام داستان این هشت سال دفاع مقدس، روایت فتح بود و شهادت.

سیاست بازنمایی تاریخ اجتماعی ایران یک راوی دانای کل دارد که از سال‌های انقلاب نشسته پیش ما. قصه‌گوی عاشق‌پیشه ای است همیشه مراقب، تا رؤیاهای ما بیهوده سر از جاهای زیاد از حد تاریک در نیاورند.

برای ما چیزی به بعد و قبل از جنگ تقسیم نمی‌شود. این‌جا در این جغرافیای منحصر‌به‌خودی که  ما داریم یک دفاع مقدس هست که نه قبل دارد نه بعد؛ هست، حاضر است.

تصویری از جنگ به معنای خودش هیچ‌وقت در جامعه بروز نکرد، چیزی که بود محصولات جنگ بود. صدای جنگ. همیشه فکر می کنم جای تأثیری که بزرگ‌ترین وطولانی‌ترین جنگ قرن می‌توانست روی هنر کشوری بگذارد این‌جا خالی ماند. دیگر هم پر نمی‌شود. انگار پر کردن جای خالی تاریخ مصرف دارد، وقتی هم گذشت، خب گذشته است.