روزنامه‌های زمان انقلاب جذابیتی انکار ناشدنی دارند. آن‌قدر که چاپ‌های مجدد در مجدد آن را همواره می‌توان از انتشارات اطلاعات در انقلاب خرید و همواره نیز می‌خرند. و به‌خصوص در غالب روزنامه جذاب‌اند، متن‌شان مهم‌ترین چیز نیست. از همه نظر عجیب‌اند: مثلاً از این بابت که چه طور روزنامه‌ی دولتی علیه رژیم مطلب می‌نوشته. به‌خصوص گرافیک‌شان تکان‌‌دهنده است که مانند پرده‌های عاشورا و نقاشی‌های کودکان، چیزهای مهم‌تر بزرگتر نشان‌ داده می‌شده. و پرده‌های عاشورا هم بوده‌اند. و آسان نیست گفتن این‌که چه چیز کودکانه است.

طبیعتاً این گرافیک از چشم هنرمندان معاصر دور نمانده است:‌ ژینوس تقی‌زاده و شهاب فتوحی به خوبی از آن استفاده کرده‌اند هرکدام با اضافه کردن تصویر یا نقشی.

نیما اسماعیل‌پور همین گرافیک واضح و روشن روزنامه‌هایی را که دیگر «به‌روز» نیست به روی دیوار می‌برد و تو نگاهشان می‌کنی؛ روزنامه‌ای را که باید در دست‌ات باشد از دست‌ات می‌گیرد و اعوجاجی را به نگاهت اضافه می‌کند. شاید با همان کنجکاوی‌ای نگاه کنی که به شیشه‌ی حمام می‌نگری…