1

سپهر خلیلی: به باور گابریل مارسل، ترس یکی از محرک‌های هستی آدمی است. همواره میزان ترس به شدت عامل آن وابسته است. شفافیت عنصر ترسناک، چه در معنای فردی و چه در معنای عام، خود موقعیت ترس را سطح بندی می‌کند. در كار كريمی اما ترس صرفاً در یک سطح کمیک قرار می‌گیرد، کمدی این اثر عنصری را که نماینده‌ی ترس است، آن هم به شکلی پالوده و نه حتا مشمئز‌کننده در لابه‌لای نقش‌ها و رنگ‌های کاریکاتوروار قرار می‌دهد. اثر حتا خشونت پارودیک کاریکاتور را نیز به خدمت نمی‌گیرد. فیگورهای طبله‌کرده و ورم‌کرده‌ی اثر، حتا با آن گروتسک مشمئز‌کننده‌ی حشره‌ای چون سوسک فاصله‌ی بسیار دارند. گو این‌که تمام زیبایی‌شناسی این نقاشی، به بیان دیگر، صرفاً یک روند روان‌درمانگری را توجیه می‌کند: رو‌به‌رو شدن با ترس [فوبیا]. هنرمند در این‌جا گویی صرفاً ترس خود را در این شکل کمیک به تصویر می‌کشد تا دیگر از آن نترسد، آن هم زمانی که ترس خود را از هر آن‌چه هولناک بوده عاری کرده است.