کودکی جای شیرینی از دنیاست؛ جایی که جنگ‌هایش تلفات ندارند، جایی که قهرهایش زود می‌میرند، سرزمین شادی‌های مکرر. سززمینی که سنگ-کاغذ-قیچی توأمان، هم داورش بود هم بازی‌اش، هم جنگ‌اش. همه زود یاد گرفتیم که در سنگ-کاغذ-قیچی به جای شانس یا مهارت، برای برنده شدن باید به تقلب فکر کنیم.

نقد فرمالیستی هنر معاصر در ایران شاید یک نقد اخلاقی باشد نه به این خاطر که همه‌ی هنرها در نهایت نقدی از زندگی هستند بلکه تنها شاید به این خاطر که هنر معاصر لااقل نقدی به خود است. این‌جا هنرمند نسبت به حقیقت اجتماعی جامعه‌اش واکنش هنری نشان می‌دهد. ارزش‌های زیبایی‌شناختی عقب‌نشینی می‌کند. این مختصات اتفاق منحصر‌به‌فرد پیرامون ما است. زمان برای ما زمان کنش‌های درونی–اجتماعی است. ما جای خاصی گیر کرده‌ایم. جایی میان خود، اجتماع و سیاست. این‌جا حرکت هنرمند به سوی شکلی از انزوای زیبایی‌شناختی حس واکنشی آگاهانه به شرایط را به من می‌دهد هرچند همیشه فاصله است میان خلق هنر تا دریافت هنر.

راستی چند وقت می گذرد از آخرین سنگ-کاغذ-قیچی اساسی که باختیم؟ این قیچی کج‌شده که بازی را به این سنگ کاغذ‌پیچ‌شده باخته مرا به جای شیرینی نمی‌برد.