آثاری هست که با توجه به تاریخ هنر قابل درک‌اند. آثاری هم هستند که توضیح‌شان در خود اثر درج شده. نقاشی‌های بهرنگ صمدزادگان از نوع اول‌اند. باید بعضی هنرمندانی را که نقاش این تابلو می‌شناسد بشناسید تا احساس کنید این اثر صمدزادگان زیباست. این تابلو مسیرهای مختلفی را می‌رود. ذهن من دو راه می‌رود. از یک طرف به خاطر تقاطع تزئین و معماری، می‌رود سراغ آدولف لوس معمار در مقاله‌ی «تزئین و جنایت»: «من شخصاً به كشف زير نائل شدم و آن را به همه جهانيان عرضه کردم: تكامل فرهنگ مترادف است با کنارگذاشتن تزيينات از اشياء زندگی روزمره. فکر می‌کردم با اين كشف مايه‌ی شادی جهانیان را فراهم خواهم كرد، امّا جهان به خاطرش از من قدردانی نكرد. مردم افسرده و غمگین بودند. دانستنِ اینکه ديگر قادر نیستیم تزئينات تازه بيافرينیم افسرده‌‌شان می‌ساخت.» حرف لوس امروزه لوس به نظر می‌رسد، اما تزئین هنوز جذابیت‌های خودش را دارد. که آن‌وقت مرا یاد این اثر ریچارد رایت می‌اندازد که سال ۲۰۰۹ برنده‌ی جایزه‌ی ترنر شد.