پرفرمنس، نقطه‌ی اتصال هنرهای تجسمی و هنرهای اجرایی است. از ویژگی‌های اجرای امیر راد، خط اتصالِ سیال و اتفاقات در لحظه است: مخاطبان قبل از ورود به فضای اجرا، لباسی از کیسه‌ی زباله بر تن می‌کردند و از لحاظ فرمِ ظاهری، با همدیگر همسانیِ نسبی می‌یافتند. همسانی بعدی، آگاهی اندک مخاطبان از دقایق پیش روی این اجرا بود. به فضای اجرا دعوت می‌شدند و هنرمند را در حال فکر کردن به «چه‌گونگی درست کردن ملات گچ و روزنامه» می‌دیدند. هنرمند شروع به کار می‌کند و مخاطبان یک‌به‌یک اجرای او را باز اجرا می‌کنند…

اساساً پرفرمنس برخلاف تئاتر با قصه‌گویی میانه‌ای ندارد، برعکس؛ اجتناب از قصه‌گویی یا بازنمایی تصویر یا مفهوم مجرد، اما ساده و باورپذیر را شدت می‌بخشد، که خود نوعی کثرت داستانی در ذهن شرکت‌کننده پدید می‌آورد و گاهی حتا از دانایی‌اش پیشی می‌گیرد: مقوله‌ای که در اجرای راد قابل لمس بود. اجرای او منوط به «تصویر» است. تصویر، سریع‌ترین و بی‌واسطه‌ترین نوع انتقال معناست و هر تصویر، چون مستقل و بی‌نیاز به قبل و بعد خود است ظرفیت داستانی‌‌ای بیش از کلمات دارد. همچنین تفسیر و تعبیر یک داستان دارای محدودیت‌های زیادی است اما بی‌واسطگی تصویر، این مشکل را ندارد.