1

سپهر خلیلی:‌ براتی، به عنوان عکاس، با یک پیش‌فرض اصلی به عکاسی از تهران پرداخته است. پیش‌فرض او دقیقاً آن چیزی است که شهر را در مقام یک مصب بی‌کرانه، یک مخزن مسطح قرار داده و شریان زندگی بخش آن، یا به تعبیری عنصر مثبت آن را حضور پر تلاطم شهروندان در نظر گرفته است. تصویر پررخوت و ساکنِ تهران در این مجموعه، چهره‌ای متناقض‌نما از تهران ارائه می‌دهد؛ تصویری که تصویرِ ساختن و گسترش به خود می‌گیرد و گاهی ویرانی و تخریب وجه بارز آن است. از همین‌رو، می‌توان گفت مسئله‌ی براتی نه مکان‌ها بلکه زمان‌ها هستند، آن هم به عنوان موقعیتی زیبایی‌شناختی که قرار است جفت‌های حضور/غیاب را تعین بخشد. در واقع، هنرمند بیش‌تر از آن‌که به دنبال مکانی باشد که در بطن شهر، نادیده انگاشته یا به اعتبار نوعی متافیزیک، ممنوع اعلام شده باشد، بیشتر لحظاتی آخرالزمانی را تصویر می‌کند که شهر از عنصر معنابخش خود یا مظروف خود یعنی همان شهروندان خالی شده است. موقعیتی آپوکالیپتیک که گویی مردم به‌واسطه‌ی بلایی ویرانگر همه از شهر نیمه‌کاره‌ای برون یا در موقعیت‌های رؤیت‌ناپذیر، در درون آن محبوس شده‌اند. براتی در مجموع، در عوض ثبت شهری دیگر، زمانی موهوم و الهیاتی را تصویر می کند که با غیاب شهروندان همبسته است.