این عکس بی‌شک متعلق به آرمان استپانیان است. اگر عکس‌های قبلی او را دیده باشید، درمی‌یابید که امضاء او روی این عکس است. عکاس عناصری از پیشینه‌های متفاوتی را با هم درآمیخته است. صندلی‌های لهستانی و زنان چادری تلفیق فرهنگ‌های ایرانی و ارمنی را خوب به رخ می‌کشد. درعین حال عکس با استفاده از همان چند عنصر محدود موجود در آن، میان تاریخ پرسه می‌زند و ما را میان گذشته و حال معلق نگاه می‌دارد. تابلویی از فرانسیسکو گویا از مجموعه‌ی «کاپریس‌ها» در عکس قابل تأمل است. فرانسیسکو گویا به گفته‌ی خودش قصد داشته نادانی‌ها و ضعف‌های اخلاقی را که در هر جامعه‌ی متمدنی پیدا می‌شود نشان دهد. انگار استپانیان چه بخواهد یا نخواهد نمی‌تواند نگاه طنزآمیز، معماگونه و البته نوستالژیک خودش را کنار بگذارد. عکس، توانایی این را دارد که با ذهن بیننده بازی کند و فرصت تأویل‌های زیادی را فراهم آورد. البته می‌توانی به دور از هر تحلیل هم تنها به آن نگاه کنی و از آن لذت ببری.

عکاسان دیگری مثل یاسوماسا موریمورا از این کار گویا در کارشان الهام گرفته‌اند. عکس موریمورا را اینجا ببینید. اصل تابلوی «هیچکس نمی‌داند» از فرانسیسکو گویا را هم اینجا ببینید.