باوند بهپور: مقایسه‌ی نوشته‌هایی که منتقدان ایتالیایی بر مجموعه آثار محصص نوشته‌اند با نظر نویسندگان ایرانی‌ زاویه‌های مختلفی را به نمایش می‌گذارد. این نوشته‌های اروپایی قاعدتاً به سفارش و با مشورت محصص نوشته شده‌اند و تا حدودی نظر خود هنرمند را بازتاب می‌دهند. جوزپه سلواجی و انریکو کریسپولتی دو منتقدی که بر دو کتاب محصص مقدمه نوشته‌اند آثار او را «ایرانی» و «خاورمیانه‌ای» قلمداد کرده‌اند در صورتی که از نظر هموطنان‌اش، جهانی بودن و فقدان رگه‌های محلی بارزترین شاخصه‌های آثارش است (دست‌ بالا، تأثیر زادگاهش رشت و همجواری‌اش با دریا را در کارهایش دیده‌اند و نه چیزی «این‌جایی» را در جنبه‌ی شکلی آثار.)

جوزپه سلواجی می‌نویسد: «نخستین‌بار که به آتلیه‌اش در رم وارد شدم … مدام به خود یادآوری می‌کردم که محصص هنرمندی است خاورمیانه‌ای، و در نتیجه باید کلید درستی برای ورود به جهان رازآلودش بیابم. در به رویم بسته ماند (آن‌چه کنجکاوی و اشتیاق‌ام را برمی‌انگیخت، طنین ایدئولوژیک ذات هنرمندانه‌اش بود)؛ اما می‌دانستم که چیزی بیش از فضای خالی، پشت آن در نهفته است… یک شیوه، یک صدا، که هم قویاً ایرانی است و هم (در معنای اخیر و آتی کلمه) اروپایی.»

کریسپولتی اما با به صورتی مستدل‌تر چنین می‌نویسد: «زندگی و کارکردن در اروپا نتوانست حس تعلق به فرهنگ اصلی خود را از محصص بگیرد و او را وادار به گرویدن به یک مدرنیسم بی‌تشخص و جهان‌شمول کند. برعکس، او را بر آن داشت که به دنبال هویتی عمیق‌تر و قطعاً شخصی‌تر در چنین مختصاتی باشد… هویت برای محصص مسئله‌ی انتخابی میان عوامل مختلف میراث تاریخی منسجم و غنی بود: میان جذابیت غربی اروپایی متمرکز بر تصاویر واقعی (iconocentric) و جذابیت شرقی-آسیایی که بیشتر تجریدی و غیرفیگوراتیو (aniconic) است. البته این‌ها موجب نشد که محصص جذب و محو مدل‌های غربی شود. برعکس، باید بگویم که وی برای معنا بخشیدن به منشأ خود، و در شرایطی که وی در آن به سبک خود کلاسیک به حساب می‌آمد، و خلاقیت‌اش به بالاترین حد ممکن می‌رسید، همچنان در تملیک و دگرگونی تاریخی فرهنگ هلنیستی می‌کوشید. از آن منشأ و مبدأ است که محصص باب گفت‌وگو با سنت هنری مدرن اروپایی را می‌گشاید، نه از این نظر که اشکالی غریب و نامأنوس برای چشم اروپایی را عرضه کند، بلکه از این نظر که در این گفت‌و‌گو برای خود یک حق مشارکت از درون گود، و نه از دور و از بیرون بازی قائل است. و این بدان معنی است که او دقیقاً همان‌طور که در چند دهه‌ی اخیر عمل کرده است، بالاخره توانسته است هویت فرهنگی شخصی خود را در پراتیکی انتقادی نسبت به سنت مدرن اروپایی، به‌خصوص در زمینه‌ی تجسم نوین در این سنت، بازیابد.»

همین «موضع» محصص و «زاویه»ی نگاه کردن‌اش به غرب است که شخصیت بصری خاص او را به او بخشیده، غروری که به گفته‌ی جواد مجابی براساس آن «خود را کمتر از پیکاسو و مور نمی‌دانست و می‌گفت ما فراسوی آن‌ها گام می‌زنیم و کار می‌کنیم». آن‌چه ایرانی و غیرایرانی بر آن توافق دارند این است که بهمن محصص به دیگران بی‌شباهت است و به گفته‌ی احمدرضا احمدی: «بهمن محصص است که از بهمن محصص تقلید کرده است.» به همین دلیل است که در فیلم «چشمی که می‌شنود» این دیالوگ میان بهمن محصص و مهرداد صمدی رد و بدل می‌شود:

محصص: من یکی از نقاشان شناسنامه‌دار این دنیا هستم. این برای من مسئله است.

صمدی: این برای تو تعریف نمی‌تواند باشد! تو نقاش بسیار خوبی هستی ولی این یکی از خصایص توست یکی از محاسن تو نیست…

– این صحبت تعریف نیست این یکی از بزرگترین مزیت‌هایی است که هر هنرمندی باید داشته باشد.
– چرا؟
– الآن برایت می‌گویم. وقتی تو بتوانی شناسنامه‌ی هر هنری را پیدا کنی—توجه می‌کنی؟—آن هنر بعداً هم ادامه خواهد داشت.
– این درست مثل آن خانم‌های انگلیسی می‌شود که سگ‌های شناسنامه‌دار می‌‌گیرند.
– نه جانم!
– بدون شک هر کس هر چه به‌ وجود بیاورد یک شناسنامه دارد. هر چیزی …
– نیست، نیست آقا! نیست نیست نیست. نیست نیست نیست. این شناسنامه برای من یک چشمه است. توجه می‌کنی؟ من اصل و نسب نمی‌جویم.
– داری!
– من اصل و نسب دارم.
– حالا چه احتیاجی هست رویش تکیه کنی؟
– من خیلی تکیه می‌کنم.
– چرا؟
– برای این مملکت رویش تأکید دارم.

فهرست مطالب پرونده‌ی بهمن محصص

• آثار

» نقاشی‌ها

لینک نویسنده موضوع
۳۹۹ کاترین ناهیدی فیگور بانداژ شده
۴۰۰ پیمان گرامی مینوتور و کودکان
۴۰۱ توکا ملکی نمای پنجره
۴۰۱ توکا ملکی مینوتور نشسته
۴۰۲ سپهر خلیلی مرد نشسته
۴۰۴ باوند بهپور طبیعت بی‌جان
۴۰۶ ایمان افسریان طبیعت بی‌جان
۴۱۰ هدا اربابی فیگور
۴۱۶ مرجان تاج‌الدینی فی‌فی از خوشحالی فریاد می‌کشد
۴۲۰ باوند بهپور کشتی
۴۲۲ بهمن کیارستمی کلاغ
۴۲۴ مرجان تاج‌الدینی سقوط ایکاروس
۴۲۵ علی گلستانه فیگور
۴۳۱ ژینوس تقی‌زاده مرد نشسته
۴۳۴ علیرضا رضایی مینوتور
۴۳۵ سپهر خلیلی مینوتور نشسته
۴۳۶ زرتشت رحیمی عقاب کور
۴۳۸ باوند بهپور طبیعت بی‌جان
۴۴۰ زروان روحبخشان مینوتور
۴۶۷ باوند بهپور آثار از‌میان‌رفته
۴۷۰ سپهر خلیلی مینوتور
۴۷۸ باوند بهپور پرتره‌ی مصدق
۴۸۹ باوند بهپور طبیعت بی‌جان
۴۹۲ مرجان تاج‌الدینی در کنار ساحل
۴۹۴ مرجان تاج‌الدینی  فیگور
۴۹۸ سپهر خلیلی امیرعباس هویدا
۵۰۰ زرتشت رحیمی کشتار ویتنام
۵۰۳ زرتشت رحیمی نقاشی انتزاعی
۵۰۹ زهرا جعفرپور در کنار ساحل
۵۱۰ زهرا جعفرپور رقص
۵۱۱ زهرا جعفرپور ماهیگیر
۵۱۲ زهرا جعفرپور The Virgin Merry
۵۱۳ زهرا جعفرپور  مینوتور در حال مرگ
۵۱۸ زهرا جعفرپور زوج
۵۱۹ باوند بهپور مرد
۵۲۸ باوند بهپور مرد نشسته
۵۳۲ سپهر خلیلی  عزای عمومی
۵۴۰ باوند بهپور طرفدار
۵۴۱ باوند بهپور مادر
 ۵۴۴ باوند بهپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۱)
۵۴۶ باوند بهپور بوف کور
۵۵۲ باوند بهپور زن چادری
۵۵۴ باوند بهپور خودنگاره‌های محصص
۵۵۵ باوند بهپور مقایسه‌ی ماهی‌های محصص
۵۶۳ باوند بهپور سه فیگور نقابدار
۵۶۶ مرجان تاج‌الدینی جنگ خلیج
۵۶۷ مرجان تاج‌الدینی حلبچه
۵۶۸ مرجان تاج‌الدینی ۱۷ شهریور
۵۷۲ مرجان تاج‌الدینی پرنده در کنار ساحل
۵۹۱ باوند بهپور بعد از نیمه‌شب آرام
۵۹۲ باوند بهپور بعد از نیمه‌شب آرام
۵۹۷ همایون عسکری سیریزی موتورسوار

» تصویرگری‌ها

۴۷۵ مرجان تاج‌الدینی روی جلد «نون والقلم»
۴۷۹ باوند بهپور خروس
۵۴۵ باوند بهپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۸)
۵۸۷ زهرا جعفرپور تصویرگری‌های محصص برای کتاب نیمایوشیج

» طراحی‌ها

۴۷۷ زهرا جعفرپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۱)
۴۸۳ باوند بهپور مرد نشسته
۴۸۷ باوند بهپور معاشقه
۵۲۲ باوند بهپور مرد بر پس‌زمینه‌ی سرخ
۵۴۵ باوند بهپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۸)

» کلاژها

۴۴۲ زرتشت رحیمی فریاد
۴۹۵ سپهر خلیلی فاجعه‌ی آفریقا
۴۹۷ سپهر خلیلی برای سومالی
۵۱۴ زهرا جعفرپور بازیگر پانتومیم
۵۲۵ پیمان گرامی حوا
۵۶۳ باوند بهپور سه فیگور نقابدار
۶۰۰ باوند بهپور برای مگریت
۶۰۱ باوند بهپور مراسم دوستانه‌ی عصرگاهی
۶۰۲ باوند بهپور خنده
۶۰۴ باوند بهپور آینه

» مجسمه‌ها

۴۰۱ توکا ملکی نشت نفت
۴۱۵ علیرضا رضایی فلوت‌نواز
۴۱۸ ثمیلا امیرابراهیمی زنی که آفتاب می‌گیرد
۴۲۷ مجید اخگر ماهی
۴۴۴ محمد قائد فلوت‌نواز
۵۰۲ علیرضا رضایی کشتی‌گیران
۵۰۵ باوند بهپور  بندباز
۵۰۸ باوند بهپور مقبره‌ی رضاشاه
۵۱۵ زهرا جعفرپور کشاورز
۵۱۶ زهرا جعفرپور لات
۵۱۷ زهرا جعفرپور جنگجو
۵۲۰ باوند بهپور فیگور
۵۲۱ باوند بهپور جعبه
۵۲۳ باوند بهپور کلاهخود
 ۵۲۶ باوند بهپور کشتی‌گیران
 ۵۲۸ باوند بهپور کشتی‌گیران
۵۴۲ باوند بهپور سوفی فن اسنبک
۵۴۳ باوند بهپور مادری
۵۴۷ باوند بهپور مارینو مارینی
۵۴۹ باوند بهپور فیگوری که لباس‌اش را بیرون می‌آورد
۵۵۰ باوند بهپور فرارسیدن بهار
۵۵۱ باوند بهپور عزادار
۵۵۸ باوند بهپور بندباز

• اسناد
» نامه‌ها

۴۴۵ متن و تصویر نامه‌ به احمدرضا احمدی ۱
۴۶۶ متن و تصویر نامه به احمدرضا احمدی ۲
۵۴۸ باوند بهپور نامه به ماهور احمدی
۵۸۶ متن و تصویر نامه‌های محصص به سهراب سپهری

» ویدئوها

۵۳۰ باوند بهپور/حسین حسینی چشم‌های محصص
۵۲۹ باوند بهپور/حسین حسینی نقاشی کردن محصص

» مقدمه‌‌ها

 ۴۸۶ زهرا جعفرپور مقدمه‌ی «صندلی‌ها»
۴۹۳ مرجان تاج‌الدینی مقدمه‌ی «ویکنت شقه‌شده»
۵۳۳ جوزپه سلواجی/مرجان تاج‌الدینی مقدمه‌ی کتاب اول محصص
 ۵۳۴ باوند بهپور مقدمه‌های کتاب‌های بهمن محصص

» مصاحبه با محصص

۵۸۳ مصاحبه با مجله‌ی «تلاش» (آذر ۱۳۴۷) باید پوسیدگی را از بین برد
۶۰۶ مصاحبه با مجله‌ی «آرش» (آبان ۱۳۴۳) گفت‌‌وشنودی با بهمن محصص نقاش
 ۶۰۳ مصاحبه در منزل احمدرضا احمدی (شهریور ۱۳۷۳) مصاحبه با بهمن محصص

» مصاحبه‌ با دیگران

۴۶۸ آیدین آغداشلو
۵۳۱ عباس مشهدی‌زاده
۶۰۹ جواد مجابی

» درباره‌ی محصص

۵۳۵ جواد مجابی بررسی آثار
۵۹۹ جلال‌ آل‌احمد به محصص و برای دیوار
۵۷۶ احمدرضا احمدی دریایی بی‌انتهاست که پایان ندارد
۶۰۵ جودت و پاکباز نقد نمایشگاه محصص

» گزین‌گویه‌ها

 ۶۰۸ از کتاب دوم محصص جملات قصار بهمن محصص

همه‌ی پست‌ها را این‌جا در کنار هم ببینید.