توکا ملکی: گاهی وقت‌ها آدم در حسرت داشتن چیزی می‌ماند. این «چیز» اغلب برای من کتابی بوده است یا اصل اثر یک هنرمند. البته آن اولی معمولاً «حسرت» است و آن دومی «آرزوی محال». حسرت داشتن کتابی از بهمن محصص که چند سال پیش در ایتالیا منتشر شده بود، به دلم ماند و آرزوی داشتن مجسمه‌ای از او که اصلاً از آن رؤیاهای محال است.

بهمن محصص را پیش از آن که به عنوان نقاش و مجسمه‌ساز بشناسم، به عنوان مترجم آثار ادبی شناختم که در خانه‌ی ما کتاب «پوست» (ترس جان) کورتزيو مالاپارته با ترجمه‌ی او چون یادگار یک عشق، محافظت می‌شد. کشف ذره‌ذره‌ی زوایای زندگی یک هنرمند، از آن لذت‌هایی است که از پی پژوهشگری هنر حاصل می‌شود. کشف ارزش‌های مجسمه‌سازی و نقاشی محصص از پی خواندن نوشته‌های رویین پاکباز و آیدین آغداشلو برآمد. نوشته‌ی آغداشلو درباره‌ی محصص در کتاب «از خوشی‌ها و حسرت‌‌ها» برای من طعم یک عشق را به همراه دارد که هر بار می‌خوانم‌اش، حالا دیگر نه برای شناخت محصص که برای مزه مزه کردن طعم آن عشق است. بعد در ورق زدن کتاب‌های نیما یوشیج کشف می‌کنی که شاعر، محصص را «نقاش‌باشی» خطاب کرده؛ در جست‌وجوی شناخت جلیل ضیاءپور و خروس جنگی‌اش می‌بینی نام محصص و ترجمه‌ها و نوشته‌هایش در این نشریه‌ی جنجالی آمده است. بعد از توقیف این نشریه هم، نشریه «پنجه خروس» منتشر شد و نام بهمن محصص به عنوان سردبیر در آن آمده است.

*

پیکره‌های در هم‌پیچیده و درخودپیچیده‌ی انسان‌ها، با آن عضلات گره‌خورده اما دست و پاهایی باریک، در نقاشی‌ها و مجسمه‌ها و کُلاژهایش از اسطوره می‌آیند (اسطوره‌های یونانی؟) و بعدتر به انسانی امروزی تبدیل می‌شوند، خشمگین و تنها، اما عصیان نمی‌کنند. محصص دست و پای آن‌ها را بر سنگ پایه‌ی مجسمه، به خط پایینی کادر نقاشی بسته است. در مجسمه‌های او، پرنده‌ها و ماهی‌ها هم، چنین‌اند. سنگ پایه، صلب و سخت است و پرنده با بال‌های بازش نمی‌تواند از آن کنده شود، از این زمین، از این کُره، جهان. در مجسمه‌ی «نشت نفت» (۱۳۵۵) این دست بریده، پرنده‌ی مرده‌ای را پیش آورده (پیشکش کرده؟) است. دست را بر تیرکی فلزی و براق عَلم کرده، چون سَری که بر نیزه می‌زنند به نشانه فخر و پیروزی، دست و پرنده هر دو بی‌جان، از کف شده.

*

چه فرصتی از ما دریغ شد که سی و چند سال کار یک هنرمند را ندیدیم (نادیده گرفتیم) و فکر کردیم که او هم، چون خیلی هنرمندان کنده شده از این دیار، تمام شده‌اند و پرونده‌شان را مختومه اعلام کردیم. گیرم که آنان به مهاجرتی خودخواسته گرفتار آمدند و گیرم که محصص که خلقی تنگ و زبانی تلخ داشت، خود، از دیگران برید. اما ما دریغ کردیم از جست‌وجو، از کشف کاری که می‌کرد. حالا می‌شود به مدد همان کتابی که گفتم، دید که او راهش را دنبال کرده و کار کرده و نایستاده. در نقاشی «نمای پنجره» (۱۳۶۳) شاید خود اوست که از پنجره‌ی اتاقی تاریک سرک کشیده، مثل کسی که سال‌هایی را از سر ترس، به تاریکی پناه برده و حوادث را نظاره کرده (نکرده؟) و حالا از پنجره با احتیاط سرک می‌کشد تا ببیند جهان به چه شکل و شمایلی درآمده است. محصص موجودات اسطوره‌ای‌اش را اندک اندک رها کرد و به شکل آدم‌های امروزی درآورد یا آن‌ها را در سیمای انسان‌های امروزی بازیافت.

*

این حسرت با من (با نسل ما) ماند که بهمن محصص سال‌های آخر عمرش، آرام و بی‌صدا به ایران می‌آمد و می‌رفت، بی‌آنکه مردمان سرزمینش آثار او را ببینند. گیرم که او تلخ بود و گزنده، ما چرا دریغ کردیم؟ ما مردمان فرصت‌های از دست رفته‌ایم، شاید.

فهرست مطالب پرونده‌ی بهمن محصص

• آثار

» نقاشی‌ها

لینک نویسنده موضوع
۳۹۹ کاترین ناهیدی فیگور بانداژ شده
۴۰۰ پیمان گرامی مینوتور و کودکان
۴۰۱ توکا ملکی نمای پنجره
۴۰۱ توکا ملکی مینوتور نشسته
۴۰۲ سپهر خلیلی مرد نشسته
۴۰۴ باوند بهپور طبیعت بی‌جان
۴۰۶ ایمان افسریان طبیعت بی‌جان
۴۱۰ هدا اربابی فیگور
۴۱۶ مرجان تاج‌الدینی فی‌فی از خوشحالی فریاد می‌کشد
۴۲۰ باوند بهپور کشتی
۴۲۲ بهمن کیارستمی کلاغ
۴۲۴ مرجان تاج‌الدینی سقوط ایکاروس
۴۲۵ علی گلستانه فیگور
۴۳۱ ژینوس تقی‌زاده مرد نشسته
۴۳۴ علیرضا رضایی مینوتور
۴۳۵ سپهر خلیلی مینوتور نشسته
۴۳۶ زرتشت رحیمی عقاب کور
۴۳۸ باوند بهپور طبیعت بی‌جان
۴۴۰ زروان روحبخشان مینوتور
۴۶۷ باوند بهپور آثار از‌میان‌رفته
۴۷۰ سپهر خلیلی مینوتور
۴۷۸ باوند بهپور پرتره‌ی مصدق
۴۸۹ باوند بهپور طبیعت بی‌جان
۴۹۲ مرجان تاج‌الدینی در کنار ساحل
۴۹۴ مرجان تاج‌الدینی  فیگور
۴۹۸ سپهر خلیلی امیرعباس هویدا
۵۰۰ زرتشت رحیمی کشتار ویتنام
۵۰۳ زرتشت رحیمی نقاشی انتزاعی
۵۰۹ زهرا جعفرپور در کنار ساحل
۵۱۰ زهرا جعفرپور رقص
۵۱۱ زهرا جعفرپور ماهیگیر
۵۱۲ زهرا جعفرپور The Virgin Merry
۵۱۳ زهرا جعفرپور  مینوتور در حال مرگ
۵۱۸ زهرا جعفرپور زوج
۵۱۹ باوند بهپور مرد
۵۲۸ باوند بهپور مرد نشسته
۵۳۲ سپهر خلیلی  عزای عمومی
۵۴۰ باوند بهپور طرفدار
۵۴۱ باوند بهپور مادر
 ۵۴۴ باوند بهپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۱)
۵۴۶ باوند بهپور بوف کور
۵۵۲ باوند بهپور زن چادری
۵۵۴ باوند بهپور خودنگاره‌های محصص
۵۵۵ باوند بهپور مقایسه‌ی ماهی‌های محصص
۵۶۳ باوند بهپور سه فیگور نقابدار
۵۶۶ مرجان تاج‌الدینی جنگ خلیج
۵۶۷ مرجان تاج‌الدینی حلبچه
۵۶۸ مرجان تاج‌الدینی ۱۷ شهریور
۵۷۲ مرجان تاج‌الدینی پرنده در کنار ساحل
۵۹۱ باوند بهپور بعد از نیمه‌شب آرام
۵۹۲ باوند بهپور بعد از نیمه‌شب آرام
۵۹۷ همایون عسکری سیریزی موتورسوار

» تصویرگری‌ها

۴۷۵ مرجان تاج‌الدینی روی جلد «نون والقلم»
۴۷۹ باوند بهپور خروس
۵۴۵ باوند بهپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۸)
۵۸۷ زهرا جعفرپور تصویرگری‌های محصص برای کتاب نیمایوشیج

» طراحی‌ها

۴۷۷ زهرا جعفرپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۱)
۴۸۳ باوند بهپور مرد نشسته
۴۸۷ باوند بهپور معاشقه
۵۲۲ باوند بهپور مرد بر پس‌زمینه‌ی سرخ
۵۴۵ باوند بهپور پرتره‌ی نیما (۱۳۳۸)

» کلاژها

۴۴۲ زرتشت رحیمی فریاد
۴۹۵ سپهر خلیلی فاجعه‌ی آفریقا
۴۹۷ سپهر خلیلی برای سومالی
۵۱۴ زهرا جعفرپور بازیگر پانتومیم
۵۲۵ پیمان گرامی حوا
۵۶۳ باوند بهپور سه فیگور نقابدار
۶۰۰ باوند بهپور برای مگریت
۶۰۱ باوند بهپور مراسم دوستانه‌ی عصرگاهی
۶۰۲ باوند بهپور خنده
۶۰۴ باوند بهپور آینه

» مجسمه‌ها

۴۰۱ توکا ملکی نشت نفت
۴۱۵ علیرضا رضایی فلوت‌نواز
۴۱۸ ثمیلا امیرابراهیمی زنی که آفتاب می‌گیرد
۴۲۷ مجید اخگر ماهی
۴۴۴ محمد قائد فلوت‌نواز
۵۰۲ علیرضا رضایی کشتی‌گیران
۵۰۵ باوند بهپور  بندباز
۵۰۸ باوند بهپور مقبره‌ی رضاشاه
۵۱۵ زهرا جعفرپور کشاورز
۵۱۶ زهرا جعفرپور لات
۵۱۷ زهرا جعفرپور جنگجو
۵۲۰ باوند بهپور فیگور
۵۲۱ باوند بهپور جعبه
۵۲۳ باوند بهپور کلاهخود
 ۵۲۶ باوند بهپور کشتی‌گیران
 ۵۲۸ باوند بهپور کشتی‌گیران
۵۴۲ باوند بهپور سوفی فن اسنبک
۵۴۳ باوند بهپور مادری
۵۴۷ باوند بهپور مارینو مارینی
۵۴۹ باوند بهپور فیگوری که لباس‌اش را بیرون می‌آورد
۵۵۰ باوند بهپور فرارسیدن بهار
۵۵۱ باوند بهپور عزادار
۵۵۸ باوند بهپور بندباز

• اسناد
» نامه‌ها

۴۴۵ متن و تصویر نامه‌ به احمدرضا احمدی ۱
۴۶۶ متن و تصویر نامه به احمدرضا احمدی ۲
۵۴۸ باوند بهپور نامه به ماهور احمدی
۵۸۶ متن و تصویر نامه‌های محصص به سهراب سپهری

» ویدئوها

۵۳۰ باوند بهپور/حسین حسینی چشم‌های محصص
۵۲۹ باوند بهپور/حسین حسینی نقاشی کردن محصص

» مقدمه‌‌ها

 ۴۸۶ زهرا جعفرپور مقدمه‌ی «صندلی‌ها»
۴۹۳ مرجان تاج‌الدینی مقدمه‌ی «ویکنت شقه‌شده»
۵۳۳ جوزپه سلواجی/مرجان تاج‌الدینی مقدمه‌ی کتاب اول محصص
 ۵۳۴ باوند بهپور مقدمه‌های کتاب‌های بهمن محصص

» مصاحبه با محصص

۵۸۳ مصاحبه با مجله‌ی «تلاش» (آذر ۱۳۴۷) باید پوسیدگی را از بین برد
۶۰۶ مصاحبه با مجله‌ی «آرش» (آبان ۱۳۴۳) گفت‌‌وشنودی با بهمن محصص نقاش
 ۶۰۳ مصاحبه در منزل احمدرضا احمدی (شهریور ۱۳۷۳) مصاحبه با بهمن محصص

» مصاحبه‌ با دیگران

۴۶۸ آیدین آغداشلو
۵۳۱ عباس مشهدی‌زاده
۶۰۹ جواد مجابی

» درباره‌ی محصص

۵۳۵ جواد مجابی بررسی آثار
۵۹۹ جلال‌ آل‌احمد به محصص و برای دیوار
۵۷۶ احمدرضا احمدی دریایی بی‌انتهاست که پایان ندارد
۶۰۵ جودت و پاکباز نقد نمایشگاه محصص

» گزین‌گویه‌ها

 ۶۰۸ از کتاب دوم محصص جملات قصار بهمن محصص

همه‌ی پست‌ها را این‌جا در کنار هم ببینید.